همه از نبوغ و هوش او سخن گفتند. همه از فقدانش در جامعه علمی احساس ازردگی کردند. و همه گفتند کاش مریم نرفته بود.
اما یک نفر نگفت خدا ب داد دل همسرش برسد.او بوده شب و روزش عشقش و همه زندگی اش از میان رفته ...
مریم های زیادی میروند.شاید در سطح مریم میرزایی نباشند ولی برای همسرشان شاید در ان حد و حتی بالاتر باشند. به دریا رفته میداند مصیبت های دریا را...
من برای رفتن مریم خیلی ناراحتم ولی ...برای بی کس شدن همسرش بیشتر
سرطان واژه ای که موقعی فکر نمیکردم سنگی شود بر اسیاب زندگی ام .و شد و تنها کرد مرا ...من هم مریم داشتم از جنس میرزاخانی.
نه مثل عناصر نامطلوبی که در جامعه فقط مصرف میکنندو اسیب میزنند. خدایشان بیامرزد.بهمن مرا و مریم میرزا خانی .دلم گرفته .
کی نوبت رفتن ما میشود.با انکه بیقرلر رفتنم ولی احساس دینی دارم که باید ادا کنم .ب خودم ب جامعه و کسانی ک بر گردنم حق دارند.
پیاده روی اربعین...ما را در سایت پیاده روی اربعین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 121