غربت

خرید بک لینک
تاحالا شده تو جمع خانواده باشینو احساس غریبی بکنید .احساس مظلومیت و دلتنگی

من امشب اینجوری بودم دلم واسه خودم سوخت واسه تنهاییم واسه اینکه اهمیتی ندارم واسه کسی خدا میدونه چقد دلم گرفت .اخه امشب. داشتم میگفتم ک سمیرا و شوهرش (دوست صمیمی ام) واسه عروسی داداشش پارسال اومدن دنبالم و منو بردن کامفیروز.

بماند ک شاید جزو بهترین روزای زندگیم بود. برخورد داداشم منو خیلی دلگیر کرد .ک انگار چ کار اشتباهی کردم.

والا بخدا انگار از غار اومده و خبر نداره دورو برش چی میگذره ...اصلا میدونه بقیه چطورین. اینجوری سخت میگیره.

مردم تو مجردیشون حامله میشن اونوقت داداش ما ب رفتن عروسی گیر میده اونم خونواده با شخصیتی .

دلگیرم از زمونه ......

ما انگار دل نباید داشته باشیم .انگار باید تو اوج غمو افسردگی بمیریم تا ادم خوبی باشیم .چرا اخه هان .من توجیح نمیشم .دلم میخواد گریه کنم .خدایا مگه من چ اشتباهی کردم ک باید اینجوری جواب بدم ......

خوبه این وبلاگ هست خوبه خدا هست .خوبه ..

وگرنه من چیکار میکردم .

خداروشکر ک دوست پسر ندارم. اونم میشد یه دردسر روی درد سرای دیگم .

تنهایمو الان ب همه چی ترجیح میدم.

اونی ک باید خوشبختم کنه هنوز زوده بیاد .شاید قسمت بهمن نبودم. شاید بهمن قسمتم نبود .هرچند سوختم از رفتنش و هنوزم میسوزم . اطرافیان درک درستی از دلم ندارن. گاهی بعضی کارا میکنم ک دلم اروم بشه. تا یادم بره عشقم زیر خاکه ....همیشه از این اتفاق میترسیدمو ب سرم اومد .دیگه از هیچی نمیترسم. دیگه قوی شدم. دیگه مطمئن شدم اون بالایی حواسش بهم هست. مگه نه اون بالایی مهربونم .مگه نه خدا جونم .مگه نه .... نذاری غصه بخورما.تا توو کنارمی هرکی هرچی بگه ب درک .اصلا میخوام دلگیر نباشم .ب بقیه چه مربوطه که من چیکار میکنم .ب بقیه چه ک من با چی خوشحال میشم .مهم خودتی ک تاییدم کنی .خودتی که بگی تو برو من مواظبتم .پس دیگه نمیگم دلم گرفته .خداجون شکرت ک هستی

پیاده روی اربعین...

ما را در سایت پیاده روی اربعین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 9:17

صفحه بندی