اون سال یکی از بهترین سفرای عمرم بود.با بهمن رفتیم تر مینال.با اتوبوس قرار بود بریم .هواسرد بود.تو راه برف میومد.برفی که تو کل زمشتون ندیدیم تو راه رو زمین نشسته بود.ازش با گوشیم فیلم گرفتم و برفای توی راه ..
خیلی حس خوبی داشتم که بهمن کنارم نشسته بود... حس ارامش و امنیت.رسیدیم چه خوب بود کاش اون روزا متوقف میشد ...دوتایی میرفتیم حرم .تو خیابون ... دستمو تو صحن گرفته بود ک زمین نخورم .بهم میگف ملکه الیزابت مواظب باش نخوری زمین.. ادامه دارد..
ما را در سایت پیاده روی اربعین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 137